سلام
اولش ما آدما با گریه پا به این زمین میذاریم بعدش ....یعنی ما برای اومدن به این دنیا حق انتخاب نداریم...برای رفتن و تموم کردنشم هیچ حقی نداریم ...به نظر من بی معناست که ما به دنیا میاییم ولی بهتره حتی اگه از زندگیمون راضی هم نیستیم هدفی داشته باشیم بیهدف مردن خیلی دردناکتره...!
اصلا خوب نیست که بعد از مرگمون آدما متاسف بشن و بگن هی .... فلانی برا چی زندگی میکرد . بهتره بعد از مرگمون کسایی باشن که بیان رو قبرمون شمعدونی بذارن...!
بعضیا چشماشونو رو حقیقت بستن و فقط چیزایی رو که از بقیه از آدمایی که حتی خیلیا قبولشون ندارن می پذیرن و هیچ عقیده و نظری از خودشون ندارن.
چرا ما آدما همیشه سعی کردیم شنونده باشیم به نظرم اگه ما اندیشه ی درستی داشته باشیم بقیه هم میخوان که حرفای مارو بشنون....!
قبل از هرچیز این خود آدمه که باید خودشو قبول کنه اون موقع دیگه مجبور نیست برای اثبات حقیقت وجودش دروغ بگه طوری که خودشم باور کنه.
بعضی آدما برای اینکه بقیه دوستشون داشته باشن مترسک بودنو انتخاب کردن یه سیرک به تمام معنا ...دریغ ازینکه آدمایی که دارن بهشون میخندن همون موقعم فراموششون کردن ...اونا نمیدونن که اون آدما همون لحظه هم شیفته ی نقابشون هستن نه خودشون ... تلاش کردن برای اثبات حقیقت یعنی هیچ کاری برای آدما نکنی...یعنی خودت باشی حتی خود نفرت انگیزت حتی خود بدت اما واقعیت خودت...واقعیت خودت ....
ادامه مطلب
|
+| نوشته شده توسط
مهسا تحسینی در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390
|